ba labkhand vared shavid (فقط برای لحظه ای شادی)

 

قصه انسان!

قصه یک دل است  یک نردبان

 قصه بالا رفتن...

قصه هزار راه و یک نشانی...

قصه پله پله تا خدا!!!

قصه جستو جو.............

قصه از هر کجا تا او...

قصه انسان...

قصه پیله است و پروانه!!!

قصه ی تنیدن و شکافتن...

اما

من

هنوز اول قصه ام

ایستاده روی اولین پله...

نشانی گم کرده...

با دوبال نا تمام و یک اسمان

خدایا؟

دست دلم را میگیری؟

خدایا

دستم به اسمانت نمیرسد

تو که دستت به زمین میرسه

بلندم کن@@@

همه ی ما میدانیم

که چقدر دوستش داریم

پس من هم همان شعر همیشگی

رو میگم :

شاید این جمعه بیاید

شاید...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٧ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ توسط مجتبی خنده () |

 

چقدر زیباست...

وقتی چتر مهربانی باز میشود...

و گاهی باران

روزمرگی ها..

خستگی ها..

روی بیان کوتاه یک زندگی نمیبارد..

و زیبا تر اینکه ادمی

به براوردن نیاز همنوش عشق بورزد..

و با لحظه هایش مهربانی کند...

سلام میدهی به چشم های

پر از نیاز یک نسل...

و برایش فراهم میکنی

تا با زیباترین نگاهش باشد...

تا فردای این زندگی

به محبت لبخند بزند...

.......................................


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٠ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ توسط مجتبی خنده () |


آخرين مطالب
» ادرس وبلاگ جدیدم
» DJ REMIX RAnK
» تولد
» nist
» خدا GOD
» دکلمه...
» عیدی @
» عید نزدیکه خیلی
» دانلود رایگان
» دانلود

Design By : RoozGozar.com