دکلمه...

 

بگذاریم مهربانی چتر خود را باز کند...

بر روی این خاک بر روی این خانه بر روی این دل

بگذاریم سفره هایمان گسترده باشد...

به وسعت این خاک

این خانه

و دلهایمان...

بگذاریم خنده هایمان بلند باشد ...

به بلندای ایمانمان به انسان ها

به دل ها...

بگذاریم باشیم قدر شناس

مهربان به هم و ایرانی...

و مهربانی را در شادی یک نسل همچون

یک لبخند...

که دل خوش کرده است به مهربانی ما

پیدا کنیم...

بگذاریم سرفراز باشیم...

به قد یک لبخند که محبت است...

و با همدلی هایمان با پذیرش هم

محبتش بیشتر میشود...

.......................................

 

 

امشب من حتما خوابه

راحتی خواهم داشت...

بدون گفتگوی ذهنی

چون محبتم به شما دوستای

....گلم....

اگر چه بزرگ نبود...

ولی به گستردگی

یک لبخند بزرگ بود...

شب بخیر دوستای من...

امشب شما عزیزان هم

ارام سر بر بالین خواهی گذاشت...

شاید با لبخندی از رضایت...

و در ان لبخند شاید

به لبخند من

و

گرمای محبتم گرچه زیاد نبود...

ولی همه ی معنای محبت

من

به شما عزیزان بود...

...یعنی گرمای...

با هم بودنچ

و پذیرفتن {هم}

..........................

 

 

ممنون که بازهم رویای

خوب خود را به هم زدین

و به کنجی از خانه ی

کوچک محبت من ...

***امدین***


/ 120 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

نقــدر مرا سرد کرد ؛ از خودش ... از عشق ... کــه حالا بــه جای دلبستن ،‌ یخ بسته ام! آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد .. . لیز می‌‌خوریــد...

کهنه سوار عشق

شلوار چهار سالگیت رو بپوش ! ببین چقدر تنگ شده برات ! مثل دل من واسه تو !

مهناز

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام داداشی خودم خوبی؟؟؟؟؟از دست تو از دست تو با سورپرایزای خوشملتتتتت.اومدم دیدم 9تا کامنت واسم گذاشتن بازشون کردم دیدم همش داداش گله خودمهههههههههههههه.خیلی ناز بود نوشته هات میخوام از تک تک شون تو وبم استفاده کنم.میسیییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

هستی

حس می کنم ، حسم به تو حسی نو است حسم برای حس تو ، شعری نو است حس می کنم ، حس کرده ای احساس من احساس حسم حاسد و جنسی نو است حدسی بزن ، حسم حسود حس کسیت احساس تو بر حس من ، حدسی نو است در حس تو ، احساس من محسوس شد احساس کن حس مرا ، حسی نو است سحری بکن ای ساحر احساس من هر حس تو نسبت من ، سحری نو است مبحوس گشت احساس من از حس تو حساس کن احساس خود ، فصلی نو است !!!

هستی

ممنون ازحضورت عزیزکه همیشه میای لطف میکنی

ونوس

هیچ دلی بی بهانه نمیتپد... نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر